تبليغاتX
فاران
بسم الله الرحمن الرحیم

فاران

میلادگاه پیامبر اسلام


فاطمه ...

زمانی بود که دختر داشتن را هنوز عار می‌دانستند. هرچند پیامبرشان فرموده‌بود «هركس دختری داشته باشد و نسبت به او اهانتی روا ندارد و فرزند پسرش را بر او ترجيح ندهد خداوند او را داخل بهشت می‌كند.» اما هنوز هم تفکرات جاهلانه بین برخی بود.

نامش سکونی بود. وقتی باخبر شد که خدا به او دختر داده، ناراحت شد. با همان حس ناراحتی آمد نزد امام زمانش، امام صادق علیه السلام. امام که ناراحتی را در چهره او دید فرمود؛ سکونی! چرا غمگینی؟ سکونی گفت؛ خدا به من دختری داده است. آقا فرمودند: اي سكوني! سنگيني آن دختر بر زمين است و روزی‌اش با خدا و عمرش جداگانه. سپس فرمودند: چه نامی براي او انتخاب كرده ‏ای؟ سکونی گفت؛ فاطمه.

ناگهان حال امام صادق تغییر کرد... امام فرمودند: آه، آه، آه... و دست خود را بر پيشانی نهادند...

و آنگاه فرمودند: اِذا سَمَّيْتَها فاطِمَةَ فَلا تَسُبَّها وَ لاتَلْعَنْها وَ لاتَضْرِبْها؛ اگر نام او را فاطمه نهادی، به او بد مگو و لعن مكن و او را مزن.

. . .

نمی‌دانم این روزها که فاطمه‌های بحرینی زیر دست و پا می‌روند، امام زمان چند بار آه می‌کشد و چند بار صحنه کوچه جلوی چشمم می‌آید و چند بار ...

صلی الله علیک یا اماه ؛ یا فاطمة الزهراء ...


برچسب‌ها: حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها, امام صادق علیه‌السلام, بحرین
+  و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین | نوشته شده در  91/02/05 |  


همنشینان نامحسوس

این مطلب را قبلاً نوشته بودم. از آنجایی که اینگونه مطالب تاریخ انقضاء ندارد، مرور مجدد آن خالی از لطف نخواهد بود.

Original picture by Zakaria Jasemi

اگرچه کلمه ی هم‌نشین به معنای شخصی‌ست که با ما نشست و برخاست دارد؛ اما بعید است که محدود به همین وجود فیزیکی باشد. چنان‌که منقول است در آخرت همه‌چیز مجسم می‌شوند و شکلی دارند، تا آنجا که قرآن به صورت زیباترین اشخاص درمی‌آید و همه نیکان می‌اندیشند که این شخص خوش‌سیما در گروهِ ما خواهد بود. اما در نهایت مشخص می‌شود این چهره‌ی زیبا برای قرآن است، و سپس همین قرآن به پشتیبانی شیعیانی که در دنیا حامی قرآن بوده‌اند می‌رود و نزد خدا گواهی می‌دهد.1 از این‌نوع روایات نتیجه می‌گیریم که به‌طور قطع، مفهوم دوست و هم‌نشین فراتر از آنچیزی است که بین ما رایج است؛ اگرچه این نوع مصاحبت‌ها را هم شامل می‌شود.

پس اگر دوست را به معنی حقیقیِ کلمه در نظر بگیریم؛ شامل خیلی فرد‌ها و خیلی چیزها می‌شود. از رفقای صمیمی و غیرصمیمی بگیر تا کتابی که می‌خوانیم و فیلمی‌ که می‌بینیم. همه‌ی این‌ها چه ما بخواهیم و چه نخواهیم حکم هم‌نشین ما را دارد و مسلماً در شخصیت و در روح ما تاثیر می‌گذارد. اینکه هرکتابی دستمان رسید بخوانیم و هرفیلمی که آمد ببینیم و ... روش صحیحی برای یک زندگی خدایی نیست. مدل زندگیِ یک انسان که می‌خواهد وظیفه‌شناس باشد و به وظیفه‌ مهمش (که همان بندگی است) عمل کند این‌طور نیست. چون گاهی  ممکن است مصاحبت با یک دوستِ بی‌خرد2 یا مشاهده‌ یک فیلم یا مطالعه‌ی کتابی نامناسب، تاثیری در وجود ما بگذارد که سالها طول کشد تا اثرش از روح ما پاک شود. (تازه اگر پاک شود!)

امیرالمونین(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کنند:

انظروا من تحادثون؟ فانه لیس من احد ینزل به‌ الموت الا مُثِّلُ له الاصحابه الی الله اِن کانوا خیاراً فخیاراً و اِن کانوا شراراً فشراراً ، لیس احد یموت الا تَمَثَّلت عند موته 3

بنگرید که؛ با چه کسی هم‌صحبت هستید؟ زیرا هیچکس نیست که مرگش فرا رسد جز آنکه یارانش در پیش خدا برابرش مجسم شوند، اگر از نیکان باشد نیکانند (و به‌آنها شاد شود) و اگر از بدان باشد بد هستند (و...) و هیچکس نیست که بمیرد و هنگام مرگش برابر او مجسم نشود.



پی‌نوشت:
1. توصیف مجسم بودن قرآن از امام باقر علیه‌السلام نقل شده که در اصول کافی،انتهای جلد 4، که به نام کتاب فضل قرآن است، در اولین حدیث آورده‌شده. اگر نخوانده‌اید حتماً بخوانیدش. شرح صحبت‌های قرآن و گواهی دادنش در آن روز، واقعاً خواندنی‌ است.
2. اِفرز کلَّ الفرار من اللئیم الاحمق؛ اصول کافی جلد 4 کتاب معاشرت ، حدیث 3594
3. همان، حدیث 3595

برچسب‌ها: همنشین, بندگی, زندگی, مرگ
+  و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین | نوشته شده در  91/01/10 |  


شهادت، پاداش انجام وظیفه

اگر دانشمندِ علاقه‌مند به سرنوشت كشور، آماده‌ى فداكارى در اين راه - فداكارى به حسب خودش - در يك كشورى وجود داشت، آن كشور رشد ميكند. چيزى كه ميتواند اين نيرو را به وجود بياورد، اين پيشرفت را به وجود بياورد، بهتر از همه چيز، ايمان است. اگر اين ايمان بود، كشور پيشرفت ميكند. (بيانات رهبری در ديدار جمعى از نخبگان و برگزیدگان علمى؛ 1390/7/13)

عجیب نیست اگر دشمن دست می‌گذارد روی دانشمندانِ مومنِ ما و آنها را مورد هدف قرار می‌دهد. ایمان این دانشمندان است که به علم و علم‌‌آموزی‌شان جهت می‌دهد، رنگ می‌دهد.

شایسته است به خوبی به آرمان شهدای علمی مان فکر کنیم. در ذهن این افراد چه می‌گذشت؟ آنها علم را چگونه می‌آموختند و اصلا علم را برای چه می‌آموختند؟ آیا واقعاً این که شاید در این راه شهید شوند دلیل آنها برای تحصیل در این رشته ها بوده؟ یا بهتر بگویم؛ آیا شهادت، هدف اصلی آنها بوده و به خاطر رسیدن به آن سعی می‌کردند بهتر در جبهه علم تلاش کنند؟ من فکر می‌کنم آنها شهادت را به طور خاص به عنوان هدف‌شان انتخاب نکردند، بلکه هدف آنها خدمت به اسلام و انقلاب اسلامی بوده و در یک تعبیر لطیف ، هدف آنها لبخند رضایتِ ولی (عج) بوده است... یعنی هدف، انجام وظیفه است و اینکه این انجام وظیفه مورد رضای خدا و در امتداد آن مورد رضای امام زمان باشد. حالا چه فرقی می‌کند، چه ما در این راه موفق شویم خونمان را تقدیم کنیم و چه به این توفیق دست نیابیم؛ مهم این است که صاحبمان از عملکرد ما راضی باشد. مهم این است که با ایمان حرکت کنیم و با ایمان، به انجام وظیفه مان بپردازیم.

دشمنان این خاک از راههای مختلف ، سعی می‌کنند ایران اسلامی ما را مورد هدف قرار دهند؛ به فرموده رهبری، چند تا حلقه‌ى به‌هم‌پيوسته وجود دارد؛ مثلاً حلقه‌هاى تحريم اقتصادى، ترويج ابتذال، ترويج مواد مخدر، كارهاى امنيتى، ايجاد تزلزل در مبانى و مسائل اعتقادى؛ چه اعتقاد به اسلام، چه اعتقاد به انقلاب. اينها حلقه‌هاى گوناگونِ به‌هم‌پيوسته است. يكى از اين حلقه‌ها هم - كه مكمل اين زنجيره است - كوبيدن حركت علمى در كشور، با ترساندن دانشمند ما، با حذف دانشمند ماست. (بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان؛ 1390/5/15)

ما باید ببینیم در کدام یک از این حلقه ها، در کدام یک از این جبهه ها می‌‌توانیم به مقابله با دشمن بپردازیم و به اسلام خدمت کنیم؛ برویم با نیروی ایمان، به قصد خدمت به اسلام و در جهت رضای خدا در آن جبهه تلاش کنیم. شهیدی که آنقدر توفیق پیدا می‌کند که درس خواندنش بشود عامل شهادتش، کسی بوده که وظیفه اش را شناسایی کرده و تمام عزمش را جزم کرده تا با درس خواندنش به اسلام خدمت کند. هدف اصلی او شهادت نبوده، هدف او رضای خدا و انجام وظیفه بوده. و شهادت، پاداش اوست به خاطر خلوص در این انجام وظیفه ...


برچسب‌ها: شهید مصطفی احمدی روشن, انجام وظیفه, امام زمان عجل‌الله‌فرجه‌الشریف, شهادت, شهدا, جبهه علم, جهاد, بصیرت, امام خامنه‌ ای
+  و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین | نوشته شده در  90/10/27 |  


اثبات علمی حضور صاحب الزمان در چند مکان

در مباحث فیزیک مدرن و مکانیک کوانتومی مساله ی حضور داشتن و حقایقی که در این مساله نهفته است، از عجایبی است که به سختی می شود با عقل زمینی درک کرد.

در این میان آیت الله زابلی که یکی از روحانیانِ فیزیک‌دانِ ما هستند با توجه به شبهاتی که توسط دشمنانِ اسلام بر حضور امام زمان(عج) مطرح می‌شود می‌فرمایند این شبهات درحالی است که «هایزنبرگ» شاگرد «انیشتین» می‌گوید: «حضورِ شیءِ واحد، در همه جا صفر نیست» و «لورنتس» شاگرد دیگرش می‌گوید: «مجموعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، فقط ۱۰ درصدش قابل لمس و مشهود است و اگر کسانی باشند که به آن ۹۰درصد دسترسی داشته باشند، نه تنها زمان و مکان برایشان صفر نیست، بلکه مالک زمان و مکان هستند و می‌توانند در چند جا همزمان حضور داشته باشند». ایشان اضافه می‌کنند: حال که از حیث علمی نیز ثابت شده آیا این چیزی جز انکار این امر واضح نیست که حضرت در آنِ واحد در چند جا هستند و بر همه ما نظارت دارند؟ لذا صاحبِ امر، همین الان در جامعه حضور فیزیکی دارند.

 


برچسب‌ها: امام زمان عجل‌الله‌فرجه‌الشریف, مکانیک کوانتومی
+  و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین | نوشته شده در  90/10/10 |  


بیلبوردهای لندن بی‌طمع نیست

مدتی قبل که دیدگاه برخی از اندیشمندان جهان را در مورد امام حسین(ع) مطالعه می‌کردم در دل به داشتن چنین امامی که آوازه آزادگی و شجاعتش دین و مذهب نمی‌شناسد افتخار کردم. اما یک نگرانی در اعماق وجود احساس می‌کردم و آن نگرانی از این جنس بود که؛ آیا ابرقدرت‌های جهان به راحتی از کنار این صحبت‌ها خواهند گذشت؟

امسال در ایام محرم با تصاویری مواجه شدم که برگرفته از همان جملات بود. تصاویر آن اندیشمندان مشهور جهان در کنار جملات ایشان در وصف امام حسینِ ما شیعه‌ها، که بر بیلبوردهایی شکیل و قابل توجه در شهر لندن نقش بسته بود. این تصاویر بعضاً در سایتهایی(از جمله + و +) منتشر شد و ایمیل‌های زیادی هم شامل همین تصاویر بین مردم امام‌حسین‌دوستِ ما رد و بدل شد. هر شیعه‌ای که در یک نگاه کلی به آن بیلبوردها بنگرد به وجد می‌آید که چطور این بیلبوردها در لندن نصب شده‌اند؟ اما ... اما متاسفانه عده ای به نگاه کلی به تصاویر بسنده کردند و از غوغایی که پشت این تصاویر بود بی‌اطلاع ماندند و هر روز بیشتر و بیشتر این تصاویر را منتشر کردند.

بیلبوردهای لندن/امام حسین (ع)

وقتی کمی در این تصاویر دقت کنیم، متوجه می‌شویم که پایین این تصاویر، ‌آدرس یک سایت نقش بسته؛ www.azadari4imam.org .  آدرس سایت را باز می‌کنیم ؛ زبان مورد نظر را انتخاب کرده ؛ کمی از ورودمان به سایت نگذشته که با مطالب عجیبی نظیر مقدس شمردن قمه‌زنی و آسیب‌رساندن به بدن، روبرو می‌شویم. متوجه می‌شویم که این سایت بیان می‌دارد؛ روی آتش راه رفتن و قمه‌زنی جزء شعائر اسلام است. تصویر زیر حاوی یکی از پرسش و پاسخ های مطرح در این سایت است:

سایت انحرافی عزاداری

اینگونه است که دشمنان ما، در شهری که مردمش از آیین دیگری هستند و  نه می‌دانند اسلام چیست و چه می‌گوید و نه حقیقتاً امام حسین (ع) و هدف و مسیر مقدس ایشان را می‌شناسند، با ظاهری کاملاً پسندیده مردم را به سایتی شیطانی می‌کشانند و به طور ضمنی و زیرپوستی، تیشه به ریشه ی شیعه و فرهنگ امام حسین (روحی له الفداء) می‌زنند.

دشمن کارش را خوب بلد است؛ هم می‌داند چگونه آن جملات ناب را با دستان آلوده‌اش دستمالی کند؛ و هم می‌داند چگونه عشق به امام حسین (علیه السلام) را با انحرافات غیرعقلانی، مشوش جلوه دهد.

در این ایام که همراه با جنبش بیداری اسلامی و جنبش ضدسرمایه‌داری، هر روز به تعداد حق‌طلبانِ جهان افزوده می‌شود‌؛ چه راهی بهتر از این راه که بشود تاثیر گذاری امام حسین (ع) را (به عنوان اسطوره حق‌طلبی) برای ادیان دیگر کم کرد؟! یک روز در لباس دوست، یک روز در لباس دشمن.

در انتها دو تقاضا از دوستانی که بدون داشتن اطلاعات کافی و با نیات پاک اقدام به انتشار ، ایمیل و به اشتراک گذاریِ تصاویر بیلبوردهای مذکور می‌کنند دارم؛ اول اینکه وقتی تصاویر بیلبورد‌های لندن را می‌بینیم به یاد آن ضرب المثل معروف بیفتیم که "سلام گرگ بی‌ طمع نیست" و انگلیس هم ازین قاعده مستثناء نیست. پس قبل از آنکه تصمیم بگیرید این تصاویر را منتشر کنید، بادقت بیشتری به تصاویر نگاه کنید، حتی زمانی را اختصاص دهید به تحقیق در مورد حقیقت این تصاویر ؛ بعد عمل کنید. و دیگر اینکه؛ نگذارید حصار غربت امام حسین بیشتر شود. در صدد اصلاح و توضیح در مورد پشت‌ پرده ی آن تصاویر اقدام کنید. در سایت‌هایتان، از طریق ایمیل، گوگل‌پلاس و ... از هرکدام ازین طرق که تصاویر را منتشر کرده‌بودید، از همان طریق توضیحاتی که ارائه شد را نقل کنید تا ناخواسته با دشمن همراهی نکرده‌باشید.

 

انعکاس: ۵۹۸ | جام نیوز | بچه های قلم | جهان نیوز | ایران دیپلماتیک | تعامل نیوز| عمارنامه | فردانیوز| حفانیوز | مرصوص | بولتن نیوز | عمارهارهوا | حریم یاس | روزنامه هگمتانه همدان | مصباح الهدی | نیوز | زاهدان پرس | ظهور |

مطالب مرتبط:

رسالت رسانه‌‎های آمریکا در ترویج قمه زنی چیست؟
وقتی که BBC فارسی مروج قمه زنی در بین شیعیان میشود
قمه زنی، سنت یا بدعت؟


 


برچسب‌ها: امام حسین علیه‌السلام, بیلبوردهای لندن, بصیرت
+  و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین | نوشته شده در  90/09/27 |  


غلبه سپاه عقل بر جهل

تمام این وحدت کلمه ای که مبدا پیروزی ما شد، برای خاطر این مجالس عزا و تبلیغ و ترویج اسلام شد. این مجالس سوگواری و این مجالس بزرگداشت سید مظلومان و سرور آزادگان، که مجالس غلبه سپاه عقل بر جهل، و عدل بر ظلم و امانت بر خیانت، و حکومت اسلامی بر حکومت طاغوت است، بهتر است محرم هر چه با شکوه تر و فشرده تر برپا شود و بیرق های خونین عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم از ظالم، هر چه بیشتر افراشته شود.  امام خمینی (ره)

عبارت سپاه عقل در مورد سپاه امام حسین(علیه‌السلام) در بیانات امام خمینی تعبیر قابل تأملی است. امسال از قول یکی از بزرگان شنیدم که تاکید داشتند عزاداری‌هایتان از روی عادت انجام نشود. وقتی به حرف این عالم بزرگوار فکر کردم دیدم کاملاً حرف به‌جایی است. عادت شدنِ هر عمل عبادی‌ جزء آفاتی است که باید از آن جلوگیری کرد. برای عادت نشدنِ اعمال عبادی و به طور خاص عزاداری حضرت سیدالشهدا نیاز است که مرتب به یاد آوریم که برای چه داریم گریه می‌کنیم. و این یادآوری هم در سایه ی ذکر هدف و مسیر امام حسین(ع) است. اما من فکر می‌کنم همین حد هم کافی نیست؛ واقعه عاشورا ، شاهنامه فردوسی نیست که فقط به عنوان یک داستان از آن یاد شود. اگر مسیر امام حسین(ع) در عاشورای سال 61 قمری را در همین زمان خود پیاده نکنیم و تنها به گریه اکتفا کنیم در حق امام حسین(ع) و آرمان ایشان جفا کرده ایم. امسال در روز عاشورا پخش مستقیم از کربلا را نگاه می‌کردم؛ مردمی عزادار در اطراف حرم و حتی داخل حرم امام حسین(ع) بودند که پرچم‌های بزرگی از بحرین در دست داشتند. تصاویری که اصلاً قابل انتظار نبود اما اتفاق افتاد. من به یاد جمله حضرت آقا افتادم که "عاشورا تنها يك حادثه تاريخي نيست بلكه يك فرهنگ و جريان مستند و يك سرمشق دائمی است." سرمشقی که هر روز برای‌مان آرمان دفاع از حق را یادآوری می‌کند و وظیفه‌ماست این آرمان را در همه جا بالاخص در عزاداری های سید الشهدا که نماد دفاع از حق هستند ، به اجراء در آوریم و الحمدلله  امسال این سرمشق به زیبایی در کربلا الگو قرار گرفت.

چه زیبا فرمودند حضرت آقا که ؛ از اعماق وجودمان عرض مى‌كنيم: «السلام عليك يا اباعبدالله، السلام على الحسين الشهيد». شهادت تو، جهاد تو و ايستادگى تو، اسلام را رونق داد و دين پيامبر را جان تازه بخشيد. اگر آن شهادت نبود، از دين پيغمبر چيزى باقى نمى‌ماند. امروز دلهاى ما هم مشتاق حسين‌بن‌على (عليهماالسلام) و آن ضريح شش گوشه و آن قبر مطهر است. ما هم گرچه دوريم، ولى به ياد حسين‌بن‌على و به عشق او سخن مى‌گوييم. ما با خودمان عهد كرده‌ايم و عهد مى‌كنيم كه ياد حسين، نام حسين و راه حسين را هرگز از زندگى خودمان جدا نكنيم. همه‌ى ملت ما، همه‌ى كشور ما، همه‌ى شيعيان عالم و بلكه همه‌ى آزادگان در سرتاسر جهان، يك چنين احساسى نسبت به حسين‌بن‌على (عليهماالسلام) دارند.



برچسب‌ها: امام حسین علیه‌السلام, عقل و جهل, بحرین, امام خمینی, امام خامنه ای, عاشورا, کربلا
+  و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین | نوشته شده در  90/09/20 |  


اصل، انجام وظیفه است

دیدن فرماندهانی كه نانوایی می‌كنند شاید نامأنوس و غریب باشد، اما بسیار زیباست، چرا كه انجام وظیفه از هر كاری دشوارتر است. تنها یكی از آن عزیزان كه فرزند یك نانوا بود تجربه‌ی نانوایی داشت؛ بقیه را ضرورت انجام وظیفه به این كار كشانده بود. برای تحصیل رضای خدا یك روز باید راه رفت، روز دیگر باید جنگید و چه بسا كه روز سوم باید نانوایی كرد. برای من هیچ تردیدی وجود ندارد كه این نانوایی در محضر خدا بهای جنگیدن دارد.

__________________
شهید سید مرتضی آوینی
بر ستیغ جبال فتح؛ فرماندهانی که نانوایی می‌کنند.



برچسب‌ها: شهید آوینی, انجام وظیفه, جهاد, بصیرت
+  و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین | نوشته شده در  90/08/16 |  


بزرگترین پایگاه نظامی جهان

كربلا حافظ این مملكت است. بارها گفته شده كه در عین این كه ما ایرانی هستیم و ایران برای ما خیلی عزیز است؛ اما در شب‌های عملیات، خطر مهم را، (ندای)"یا حسین یا حسین" برطرف كرد،‌ نه (سرودِ) مرز پر گوهر! در شب‌های عملیات اصلاً "مرز پر گوهر" اثر نداشت. در خاكریز اول و دوم؛ "ای ایران، ای ایران" نبود. هر چه بود؛‌ "یا حسین یا حسین" بود .

این سخنان آیت الله جوادی آملی را چند سال پیش شنیده بودم. اما این مطلب را به چشم خود در کربلا دیدم. کافی است چند دقیقه ناظر هیئات بزرگِ عزاداری از ملیت‌های مختلف در حرم امام حسین(علیه السلام) و حتی خیابان متنهی به حرم بود تا بتوان به این مسأله پی برد که کربلا تنها یک مکان زیارتی نیست. وقتی کاروانی از لبنان را مشاهده کردم که چگونه در مقابل حرم سیدالشهدا ندای "لبیک یا حسین" سر می‌دادند، به یاد صفوف طولانی مردم در لبنان و شعارهای کوبنده ی ضد صیهونیستی‌شان افتادم که همصدا با سید حسن نصرالله با ندای" لبیک یا حسین" های با عظمت و طنین اندازشان به محضر امیر جهانیان، امام حسین(علیه السلام)، اعلام آمادگی می‌کردند.

کربلا یک مکان تاریخی نیست؛ کربلا مربوط به تمام دوران‌هاست. کربلا مربوط به همین عصر معاصر است. کربلا حتی یک شهر هم نیست. کربلا یک کشور است. کشوری که مرز شمالی آن بین الحرمین است، از سمت چپِ حرم سیدالشهدا به تل زینبیه و خیمه گاه ، و از سمت راستِ حرم علمدار به کف العباس می‌رسد. محدوده ی بین این مکان ها، با تمام نقاط دیگر تفاوت دارد. این محدوده به تنهایی یک کشور مستقل را تشکیل داده است. گویی این محدوده قلب تمام جهان است. با مشاهده ی کاروان‌های مختلف و تازگی‌ای که در نحوه عزاداری‌ها و استمدادهایشان موج می‌زد، این مطلب به نظرم آمد که کشور کربلا، برای آزادی‌خواهان جهان، حکم یک پایگاه نظامی را دارد. هر فرد و گروهی در جهان که طالب اصلاح و تحول است می‌تواند نزد حسین بن علی(علیهماالسلام) آید و از ایشان کسب اجازه کند. انرژی بگیرد و مجهز به کاری‌ترین صلاح‌ها به سوی دیار خود روانه شود.

اینجاست که انسان به یاد سخنان اندیشمندان غیرمسلمانی مانند گاندی می‌افتد که الگوی خود را امام حسین(ع) معرفی می‌کند و چنین می‌گوید: "من زندگی امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‌ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده‌ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از امام حسین پیروی کند."

آری. کربلا اینگونه جایی است و حسین اینگونه شاهی...



برچسب‌ها: امام حسین علیه‌السلام, کربلا, جهاد, شهدا, آیت الله جوادی آملی
+  و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین | نوشته شده در  90/07/02 |  


ای ملت شهید پرور! كل يوم عاشوراء و كل ارض كربلا و كل شهر محرم و كل انسان حر؛ هر روز عاشورا و هر زمين كربلا و هر ماه محرم و هر انسانى ميتواند حر شود .

(فرازی از وصیتنامه شهید فرهاد رنجکش)


اگر خدا توفیق دهد عازم نجف و کربلا هستم. کسانی که گردن این حقیر حقی دارند لطف کنند و حلال بفرمایند. انشالله دعاگو خواهیم بود.


+  و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین | نوشته شده در  90/06/20 |  


فرصتی برای اصلاح مفاهیم

در کنار تمام فضائلی که ماه مبارک رمضان داراست، در این ماه یک اتفاق ویژه می‌افتد، و آن اینکه گویی خداوند متعال در این ماه کلاس مفهوم شناسی به پا می‌کند. وقتی به این مساله پی می‌برید که به کلمه ی ضیافت الله توجه کنید. در احادیث آمده است که ماه رمضان، ماه مهمانی خداوند است. در حالی بر روی این نام تاکید می‌شود که نه تنها در آن خبری از لذائذ مادی ویژه‌ای نیست، بلکه در اکثر ساعات آن شما نمی‌توانید چیزی بخورید. یعنی اگر بخواهید در مهمانی خداوند شرکت کنید کمترین شرطش این است که چیزی نخورید. کلاس مفهوم شناسی خداوند از همین جا آغاز می‌شود. کلمه ای مثل مهمانی که یک مولفه ی ضروری‌اش خوردن و پذیرایی است، به معنای حقیقی به کار می‌رود. اتفاقاً در این مهمانی پذیرایی فراوان وجود دارد، اما پذیرایی به معنای حقیقی آن یعنی پذیرایی و خوراک روح.

قرآن‌دوستان، با این ادبیاتِ خدا آشنایی دارند. خداوند در بسیاری از آیات، برای گروه هایی از مردم، از افعالی نظیر "نمی‌بینند" و "نمی‌شنوند" استفاده میکند که منظور از این افعال، دیدن و شنیدنِ مادی نیست، بلکه معنای آن این است که چشمِ دلشان نمی‌بیند، گوشِ دلشان نمی‌شنود؛ هرچند چشم و گوشِ سر ببیند و بشنود. یعنی خداوند این کلمات را در معنای حقیقی به کار برده است. در ماه مبارک رمضان این اصلاحِ مفاهیم در سطح بالایی اتفاق می‌افتد، یعنی ما با یک مهمانی‌ بزرگ روبرو هستیم که گرسنگی‌اش می‌تواند مقدمه غذاخوردن شود. غذاخوردنی که در معنای حقیقی کلمه است. وقتی مبحث حقیقتِ مفاهیم را به درستی از پروردگار بیاموزیم، دیگر نباید برخی عبارات در مورد ماه مبارک رمضان به کار برده‌شود مانند "این چه مهمانی است که در آن خوردن ممنوع است". ۱ این چنین خداوند در طول ماه رمضان درس مفهوم شناسی به ما بندگان می‌دهد و باید در این ماه تمرین کنیم تا این اصلاح مفاهیم را به دیگر لحظاتِ زندگی‌مان تعمیم دهیم. 

در انتها توجه به این نکته خالی از لطف نیست که در طول ماه مبارک رمضان، تغییر ذائقه ی روح راحت‌تر از بقیه ی ایام صورت می‌گیرد، به این معنی که خیلی از مسائل غیر ضروری (و حتی مضر) که برای ما به صورت عادتی خنثی و یا گاهی منفی درآمده را می‌توان در این ماه به عاداتی مثبت تغییر دهیم. "ترک محرمات" که مهمترین عمل در این ماه ذکر شده است بهترین فرصت برای تغییر ذائقه ی روح است. زیرا خبری از وسوسه‌های شیطان نیست۲ و فضای عموم جامعه یک فضای معنوی است، تلاوت آیات قرآن که باز هم در روایات سفارش شده نیز می‌تواند در این امر، بسیار مفید باشد. پس شرایط برای تغییر عادات میسر است. با امید اینکه از این فرصت، نهایت بهره را ببریم و نتیجه این تغییر عادات را در شب قدر با زیباترین جلوه به نمایش درآوریم و با توجه به مفاهیمی که در این ماه آموخته ایم بهترین ها را از خداوند طلب کنیم.

پی‌نوشت:
۱- در مواجه با چنین عباراتی -هرچند شوخی- ؛حتماً واکنش نشان دهید. چون با واکنش نشان ندادن به آنها ناخواسته در رواج یافتنشان و همچنین در ریختن حرمت ماه رمضان شریک می‌شویم.(خدای ناکرده)
۲- پیامبر(ص): شياطين در اين ماه در غل و زنجيرند. از خدا بخواهيد كه آنها را بر شما مسلط نگرداند.


برچسب‌ها: بصیرت, ماه رمضان, مفاهیم
+  و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین | نوشته شده در  90/05/13 |  


وصل کنید به صدا و سیما

فکر می‌کنم آنقدر کارد به استخوان رسیده‌باشد که بتوانیم بعضی حرف‌ها را بلند بلند در گوش صدا و سیمای کشور اسلامی‌مان فریاد بزنیم.

درست است که شبکه‌ های ماهواره‌ای خیلی خط قرمز ها را نادیده‌ گرفته‌اند. بنده به شخصه در آن رابطه حرف‌های زیادی برای گفتن دارم. اما قضاوت‌مان سطحی است اگر فکر کنیم تا وقتی شبکه‌ های ماهواره‌ایِ ضد انقلاب هستند، جایی برای انتقاد از برنامه‌های صداوسیما نمی‌ماند. این تفکر از اساس اشتباه است. شبکه‌های ماهواره‌ای، هویت‌شان، گردانندگان‌شان، بودجه‌ای که برای آنها کنار گذاشته‌شده، اهداف و اغراض‌شان، همه و همه مشخص است. روی پیشانیِ این شبکه‌ها مهر ضد انقلاب خورده؛ پس ما انتظار نداریم شبکه‌هایی مثل فارسی1 و من‌و‌تو بیایند برای ما کار فرهنگی کنند. اما از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که پرچم اسلام را در دستش گرفته انتظار داریم! ما از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران انتظار داریم فرهنگ‌سازی اسلامی کند؛ نه اینکه صبح‌ها کارشناس دینی بیاورد و از زیبایی ‌های حیا بگوید اما شب‌هنگام که زمانِ دور هم جمع شدنِ خانواده‌هاست، با پخش فیلم‌های تلویزیونی، برخلاف آنچه که صبح پخش کرده عمل کند.من منکر کارهای فرهنگی صدا و سیما نمی‌شوم؛ اما تعداد کارهای ضد فرهنگی‌ که از طریق همین صداوسیمای اسلامی به روح و روان مردم خورانده می‌شود، کم نیست! عادی‌سازی ارتباط با نامحرم، شوخی‌های بی‌مورد و حرکات سبک و ... همه‌اش تیشه به ریشه ی فرهنگ‌سازی اسلامی می‌زند. متاسفانه در فیلمی مثل ساختمان پزشکان با وجود معدود نکات آموزنده‌اش، نقشِ به‌اصطلاح طنزِ آن (بخوانید نقش لوده‌‌‌ی آن) برعهده‌ی یک خانم است. جایگاه محترمی که اسلام برای زن تعریف کرده‌ چیزی نیست که صداوسیمای ما از آن بی‌خبر باشد. همان زنی که در فطرتش نماد حیا و نجابت است، همان که به تعبیر امیرالمومنین(ع)، ریحانه است؛ شبها با کارهای سبکش ملت را می‌خندانَد. 

وقتی در این برنامه‌های طنز، خنداندنِ مردم به قیمت زیر پا گذاشتنِ ارزش‌های اسلامی تمام می‌شود؛ در این میان، عنصر حیا است که کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر می‌شود. وقتی حیا کم‌رنگ شود، باید منتظر مشکلاتِ دامنه‌دارِ پس از آن باشید!

اگر دغدغه ی دین داشتیم شبها به‌جای خنده، گریه می‌کردیم!


برچسب‌ها: صدا و سیما, حدود ارتباط با نامحرم, حیا
+  و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین | نوشته شده در  90/04/30 |  


روزه‌های شک‌دار

آیا حج عمره باید تحریم شود؟

از آنجایی که متن طولانی شد، سعی کردم جملات کلیدی را پررنگ کنم تا اگر خوانندگانی به کمبود وقت دچارند همان جملات را خوانده و مطلب دستشان بیاید.

مدت زیادی است که دولت سعودی در لباس خادم الحرمین، بزرگترین خیانت‌ها را به مسلمان‌ها می‌کند. هیچ مسلمانی نمی‌تواند قبول کند که یک دولت به ظاهر اسلامی به گرمی دستان خبیث و شیطانی آمریکا و اسرائیل را بفشارد و با وحشتناکترین جنایت‌ها در غزه ی مظلوم همکاری کند. هر مسلمانی که الفبای اسلام را درست آموخته باشد، در مقابل ظلم بی‌رحمانه ی دولت سعودی در بحرین و آنهمه جنایت، واکنش نشان می‌دهد و به دنبال راه موثری است که بتواند در اندازه خود، با اقدامات شیطانی این دولت به ظاهر مسلمان مقابله کند. اما گاهی در همین حین و در همین نیات پاک، رگه‌هایی از خواست دشمن وارد می‌شود. 

مدتی است بین برخی از دوستان مذهبی یک تفکری به وجود آمده که شاید به میزان لازم از پختگی و دوراندیشی برخوردار نباشد. حتماً می‌دانید که برخی از دوستان حج رفتن را تحریم کرده اند، چرا که فکر می‌کنند با هزینه‌ای که صرف حج می‌کنند، در اصل دارند به جنایت‌های دولت سعودی کمک مالی می‌کنند.

اینطور مسائل مانند روزه‌های شک‌داری هستند که در وهله‌ی اول نمی‌توان به آنها حکم داد. به‌همین دلیل، جای بررسی زیادی دارند؛ خیلی سوال‌ها را باید از خودمان بپرسیم و با بصیرت بالایی باید با اینگونه مسائل برخورد کنیم. چند دسته سوال مطرح است که پاسخ به آنها می‌تواند ما را در صحت و سقم این تفکر یاری دهد.

دسته اول سوالات بر این محور است که؛ آیا اگر ما حج عمره را تحریم کنیم و این مقدار پول مربوط به حج را در جیب دولت سعودی نریزیم، اقتصاد دولت سعودی فلج خواهد شد؟ و درنهایت نمی‌تواند در جنایات آمریکا و اسرائیل سهم داشته باشد؟ آیا منابع فراوان نفتی سعودی درآمد بیشتری را عاید این دولت میکند یا هزینه حج عمره زائران ایرانی؟ پاسخ به این طیف سوالات هرچند لازم است اما کافی نیست.

دسته بعدی سوالات مربوط می‌شود به اشخاص. بیایید ببینیم چه کسانی از این تفکر دفاع میکنند؟ منظور، دوستان خودی نیست. بلکه باید بُردِ نگاهمان را به دولت سعودی و حتی شرطه‌های وهابی سعودی ببریم. آیا آنها از قطع شدن حج عمره زائران ایرانی خوشحال می‌شوند یا ناراحت؟ پاسخ این سوال را می‌توان در برخورد دولت سعودی و حتی شرطه های وهابی جستجو کرد. مسئولین وهابی عربستان به هیچ‌وجه از حضور شیعیان در کشورشان راضی نیستند. این همه سخت‌گیری هم که توسط شرطه‌های آنها برای منع زیارت بقیع شریف و امثال آن صورت می‌گیرد، نشانه ی همین عدم خشنودی آنهاست. پس اولین گروهی که با نبودِ شیعیان در مکه و مدینه خوشحال می‌شوند همین وهابی‌های عربستان هستند.

حضور شیعیان در مکه و مدینه فرصت خیلی خوبی است که شیعیان (اگر زرنگ باشند و البته باسواد) بتوانند از طریق گفتگو با اهل سنت، به دروغ هایی که در مورد شیعیان گفته می‌شود پاسخ دهند ، شبهات وارده را حل نمایند و حتی با احادیث خودِ اهل سنت که از پیامبر نقل کرده‌اند، بتوانند حقانیت امامان دوازده‌گانه شیعیان را اثبات کنند. پس طبیعی است که مسئولین حکومتی عربستان از حضور شیعیان ناراحت باشند و از تحریم حج خوشحال شوند.

در حاشیه متن؛ من دو پیشنهاد دارم و امیدوارم که آن حس حقیقت‌خواهی مان را در این جا به کار اندازیم؛

۱- اگر خیلی دلمان برای پولهایی که در جیب سعودی ها میرود می‌سوزد، به جای آنکه حج رفتن را کلاً تعطیل کنیم، خریدهای آنچنانی از بازارهای عربستان را تعطیل کنیم!

۲- روی سواد دینی مان کار کنیم. اطلاعات دینی مان را بالا ببریم تا بتوانیم وقتی به حج میرویم شبهاتی که به ما نسبت داده اند را پاسخ گوییم و حقیقتِ فرهنگ شیعه را تبلیغ کنیم. فرهنگ شیعه خیلی غنی است. آنقدر دست شیعه پر است که اگر یک شیعه ی با سواد با یک سنی و حتی وهابی (که بی غرض سنی یا وهابی است) بحث کند، قطعاً شیعه با استدلال می‌تواند او را قانع کند.

البته لازم به ذکر است که این پیشنهاد دوم تخصصی‌تر است و البته مراتب مختلف دارد. شاید کمترین حد آن، پاسخ به این سوال است که چرا شیعیان از مهر استفاده می‌کنند و بالاترین حدش هم اثبات امامت باشد. ضمناً این مسأله به مقداری عربی دانستن هم نیاز دارد که اگر با هدف تبلیغ فرهنگ شیعی، عربی را بیاموزیم انشاءالله مشمول رحمت الهی و اجر اخروی خواهیم شد.

نتیجه نهایی؛
روزه‌های شک‌دار را در هر اموری، به خصوص امور این چنین حساس، تحت هر عنوانی که هستند شناسایی کنیم؛ آنها را با موشکافی فراوان، از لحاظ‌های مختلف و با نگاهِ دوست و دشمن بررسی کنیم. این نوع موشکافی‌ها، سرآغاز راه‌های مطمئن‌تری خواهد بود ان‌شاءالله.


توصیه می‌کنم اگر مایل به کمک کردن به مردم مظلوم بحرین هستید؛ حتماً این مطلب را بخوانید.



برچسب‌ها: حج عمره, بحرین, بصیرت, خائن الحرمین, وهابیت
+  و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین | نوشته شده در  90/04/16 |  


در سوگِ دریایی عمیق

دریایی به نام امر به معروف و نهی از منکر

فرمود همه كارهاى خوب و جهاد در راه خدا ، در برابر امر به معروف و نهى از منكر مانند قطره‌‏اى است در درياى عميق...(نهج البلاغه، حکمت ۳۷۴)

نمی‌دانم ما را چه شده. نمی‌دانم از چه می‌ترسیم. نمی‌دانم چطور نام خودمان را گذاشته‌ایم مسلمان درحالیکه یکی از بزرگترین ارکان اسلام را از زندگی‌هایمان فاکتور گرفته‌ایم. نمی‌دانم بعضی‌ از ما چه ویژگی‌هایی را نداریم که بعضی‌های دیگر دارند. نمی‌دانم مسئولیت ما در ظلمی که به بعضی‌های دیگر می‌شود چقدر است؟ نمی‌دانم شهامتش را نداشته‌ایم یا علمش را. فقط می‌دانم اگر اکثر حزب اللهی ها بلد بودند درست و حسابی امر به معروف و نهی از منکر کنند، عده‌ای اراذل و اوباش جرأت نمی‌کردند به‌ این راحتی جسارت کنند و این یک نفر که بلد است نهی از منکر کند به این روز نمی‌افتاد.

خیلی وقت است در مورد امر به معروف نهی از منکر فکر می‌کنم و اینکه چرا ما نتوانسته‌ایم آنطور که باید و شاید این وظیفه دینی را بجا آوریم. این اتفاق ناگوار دوباره همان سوالات را به ذهنم سرازیر کرد.

بعضی‌ها در نهی از منکر کردن از جانشان هم مایه می‌گذارند مثل این روحانی. اما بعضی‌ها حتی جرأت حرف‌زدن را هم ندارند چه برسد به از جان مایه گذاشتن...

. . .

اگر ما بلد بودیم درست امر به معروف و نهی از منکر کنیم؛ حجاب آن دختر و نظیر آن دختر شاید خیلی بهتر از این می‌بود، آنوقت شاید کسی قصد دزدیدنِ او را نمیکرد و دیگر آقای فروزش چشمش تخلیه نمیشد.

اگر ما بلد بودیم درست امر به معروف و نهی از منکر کنیم؛ آنوقت همه اوباش به چشم دیده بودند که مردم در مقابل ظلم سکوت نمی‌کنند و اگر ظلم را ببینند حالِ ظالم را جا می‌آورند؛ درآنصورت حتی اگر آن دختر بدحجاب هم می‌بود، آن اراذل می‌دانستند اگر دو نفر آنها را موقع دزدیدنِ دختر ببیند بیچاره‌شان می‌کند. آنوقت فکرِ دختر دزدی را هم نمی‌کردند و الآن آقای فروزش و امثال آقای فروزش سالم بودند.

کاش در جامعه ی ما، امر به معروف و نهی از منکر نمرده بود...



در اینطور مواقع باید به فکر راه چاره باشیم.... چطور این رکنِ دین را
زنده کنیم؟


برچسب‌ها: امر به معروف و نهی از منکر
+  و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین | نوشته شده در  90/03/20 |